خرید بک لینک
بعضی وقت ها بی دلیل باید کمی بارید . . . برای سلامتی حتی خوبه! حتی ... یه روز تعطیل شبیه جمعه نوشت : پاییزکم ، نمیدونی چقدر از رسیدنت خوشحالم تابستون همیشه سخت میگذره و سنگین خصوصا این تابستونه کشدار ! خوش اومدی رنگی ترین فصل خدا :) چاووشی داره میخونه : گلومو پاره کردم اما این مردم / بهم گفتن / که دیوونه اس / عاشق نیس / کسی باور نکرد / این آدم بی شکل / به غیر از / عشق/ با چیزی موافق نیست ...

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 13:39

بعضی آدما این توانایی رو دارن


که برات به اندازه چند نفر باشن


وقتی هستن


انقد حالت خوبه


که کل دنیاتو پُر میکنن :)

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:44

چیزی به معنی باور هم وجود داره ؟ اخماش توهم رفت و گفت : باور اون چیزیه که ما خودمون میسازیم همیشه با اطمینان بهش تکیه میکنیم و همه امور رو میسپریم دستش باور میکنیم که باور داریم هروقت میخای باورت رو امتحان کنی چشم های دلت رو ببند به عقل و منطقت دستور بده برای فقط چند لحظه قاتی باورهات بشه اگه حرف دل و عقلت یکی شد بدون و شک نکن که اون باور باور کردنیه من تا به حال چیزی به اسم باور مطلق نه د ی د م همیشه بعد از یه مدت حتی سال های سال یه جایی ، وقتی غبار تکرار ها و مداومت های اجباری برای باور باورهات با یه نسیم نه چندان دلخوش کنار زده میشه... میفهمی با باورهات چ

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:43

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:43

کاش میشد بعضی هارو تو گوگل سرچ کرد .

بعد بری قدیمی ترین ورژنش رو بگیری.

اون ورژنی که دوستش داشتی

اون ورژن اولی آدما

نه ورژن جدید و عوض شدش . . .

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:43

دلتنگیهای آدمی را باد ترانهای میخواند، رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد، و هر دانه برفی به اشکی نریخته میماند. سکوت، سرشار از سخنان ناگفته است؛ از حرکات ناکرده، اعتراف به عشقهای نهان و شگفتیهای بر زبان نیامده. در این سکوت، حقیقت ما نهفته است. حقیقت تو و من. مارگوت بیکل

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:43

مسئله اینه که

موقعی که دوستش داریم و میخواهیم که دوستش داشته باشیم

دروغ گفتن کار سخت و وجدان درد آوری نیست

چون خوب

دوستش داریم دیگه !

اما وقتی دیگه دوستش نداریم یا کلا دوستش نداریم

دروغ آنقدر سخت و طاقت فرسا و وجدان درد آور میشه که

در وصف نمیگنجه !

بله !

اینجوریاس !

برچسب: خذها قاعده 17, نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:42

با تو نگفته بودم از گریه های هر شبعشقت نشسته بر دل جانم رسیده بر لب http://s1.picofile.com/file/8263982168/video_2016_08_16_12_10_44.mov.html پ .ن : این شعر و این صدا با این تصویر سازی ... فوق العاااااده است ... محشره ...

برچسب: سال دات کام,سال,سال به بالا,سال تمام یعنی چه؟,سال سایت,سال رایتل,sale,18sal be bala,sal iran,sal site, نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:42

غروب های جمعه ی من معصومانه ترین حس هایی هستند که دلسوزانه ثانیه هایم را نوازش میکنند غروب های جمعه ی من با حسی مملو از پرواز به دلتنگی هایم بال می بخشند آنقدر آنها را به پرواز وادار میکند تا برسند به دنج ترین جایی که من منتظرشان نشسته ام کنارشان می نشینم صورت سرخشان ، میزبان نسیم های خنکی است که با تمام وجود برای رسیدن به خاطراتت میهمانشان شده هر کدامشان آرام آرام با لبخندی گرم دلم میلرزانند زمانیکه ناغافل دست در دست خاطراتمان روبرویم ظاهر میشوند از چشم های تو حرف میزنند از ساعت های گم شده ای که مرا تنها با تو میتوانستند پیدا کنند دلتنگی های سبک

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:42

از بچگی به آزادی پسرها حسادت میکردم تنها ایده این حسادت هم این بود که تا هر وقت دلشون بخواد میتونن بیرون از خونه بمونن نخندین! خوب شب برام یه جور خاصی بود حتی آرزو میکردم کاش به خاطر این آزادی من پسر بودم بعد ها که بزرگتر شدم این ایده کلهم اجمعین فراموش شد تا چند شب پیش ! بعد از کلاس بنا به دلایلی تو ایستگاه تا ساعت 9.5 شب منتظر رسیدن پدر جان بودم که یهو یاد این آرزوی فسیل شده افتادم به این فکر افتادم که واقعا ً چقدر مرموز و خواستنیه هر کسی با یک اضطراب بخصوص دنبال این بود که خودشو زودتر برسونه خونه انگار شب یه اولتیماتوم عجیب بود برای متواری شدن آدم ها ...

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:41

همیشه یه آخری برای هر چیزی وجود داره آخرین های تکرار نشدنی آخرین هایی که حتی یه نگاه بزرگ یه توجه عمیق هم نتونه دوباره صداشون رو به گوشتون برسونه ولی من میگم قدر آخرین های خوش رو باید دونست نباید اون پل های باشن که پشت سر خراب میشن باید ضابطه هایی باشن برای یادآوری لحظه هایی هرچند سخت اما تجربه هایی شیرین با طعم عسل نفس نوشت : آخرین های خوشگل بسازین :) ته نوشت : بازم یه هفته شیرین دیگه در راهه D: آهنگ : تقدیم به بابا بزرگ خان :) یه شب شد هزار شب که دل غنچه ماه قرار بوده واشه تو نیستی که دنیا ، بسازم نرقصه ، به کامم نباشه http://s6.picofile.com/file/8266971918/Moein_Delam_Tangete

برچسب: قسمت 21 آخرین بازی,دانلود قسمت 21 آخرین بازی, نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:41

صفحه بندی